قلبم مال تو
مراازتو .تورا ازمن جدا کرد خیلی اتفاقی . اتفاق افتاد ... خیلی اتفاقی . خیلی اتفاق ها افتاد . خیلی اتفاقی . خیلی راه ها را رفتم . خیلی اتفاقی . حرف هایی زدم . خیلی اتفاقی . حرف هایی شنیدم . خیلی اتفاقی . پا به مکان های مهمی گذاشتم . خیلی اتفاقی . تجربه هایی بدست آوردم . خیلی اتفاقی . چیز هایی آموختم . خیلی اتفاقی . فهمیدم که هیچ کدام اتفاقی نبودند . حتی رفتن تو هم اتفاقی نبود . نكند دل ديگري او را اسير كرده است؟ خنديدمو گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير كرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت: احساس پاك تو را زنجير كرده است گفتم:از عشق من چنين سخن نگو گفت:خوابي،سالها دير كرده است در آيينه به خود نگاه مي كنم .آه ه ه عشق او عجب مرا پير كرده است گفت آيينه كه منتظر نباش او براي هميشه دير كرده است ... گفتند، همه را بر بازی گرفتی بشنو اما، تو یکی باور نکن شاخه های تکیه گاهت را هرس کردی بشنو اما، تو یکی باور نکن در نا امیدی بسی امید است بشنو اما، تو یکی باور نکن زندگی تجمع علاقه هاست بشنو اما، تو یکی باور نکن هر شاخه درخت، دیگری را خوب میشناسد بشنو اما، تو یکی باور نکن هر شاخه می داند که دیگری چه میوه ای خواهد داد بشنو اما، تو یکی باور نکن دل مرغابی وحشی، به زمین دوخته است بشنو اما، تو یکی باور نکن در بلندای هوا، باز دلش بهر زمین سوخته است بشنو اما، تو یکی باور نکن خنده بر هر درد بی درمان دواست بشنو اما، تو یکی باور نکن بال مرغابی تا ته دوی ماراتن دوام می آرد بشنو اما، تو یکی باور نکن صیاد درد دل او را می داند بشنو اما، تو یکی باور نکن پس رهایی را برای شادی اش بهتر می داند بشنو اما، تو یکی باور نکن علف هرز، قاتل ناز گل است بشنو اما، تو یکی باور نکن گفتند، ریشه هایت تو را به هرزگی کشاندند بشنو اما، تو یکی باور نکن اما ... هرزه نامیدند تو را این یکی را باور کن گاه، دل هرزه برای سر به فلک کشیدن پیچک، می تپد ! حیفه که الان خشکیده....!!!!!!!!!!!!!! بشکست دلم کسی صدایش نشنید آری...دل من بی صدا می شکند...
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)
وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)![]()
فقط می نویسم، تا روزی فراموشی، گذشته را از من نگیرد.
!![]()
![]()
الهی! چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم كه خرد مدهوش و بیهوش است
الهی! ما همه بیچارهایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچ كاره ایم
و تنها تو كاره ای
الهی! چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته ام، راه بسیار می روم و مسافتی نمی پیمایم. وای من اگر دستم نگیری و رهایی ام ندهی
الهی! خودت آگاهی كه دریای دلم را جزر و مدّ است
الهی! ناتوانم و در راهم و گردنه های سخت در پیش است
و رهزنهای بسیار در كمین و بار گران بر دوش.
الهی! از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام
از انس و جان شرمنده ام، حتی از روی شیطان شرمنده ام
كه همه در كار خود استوارند و این من سست عهد و ناپایدار
الهی! وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم
خدایا : من که هستم تا چیزی بگویم که تو خود همه چیز را می دانی .چگونه همیشه به یادت باشم وقتی که فقط در رنجها صدایت می کنم ؟ و چگونه صدایت کنم در حالی که می دانم فاصله ، توهمی بیش نیست .
خدایا : همواره با من بمان و تنهایم مگذار . بگذار نخی به انگشتانم ببندم تا هرگز فراموشت نکنم که تجربهً آرامش تنها با تو میسر است ...
وقتی که فکرش را می کنم اگر قطره آبی کم بود کل هستی احساس تشنگی می کرد، دستم نمی رود گلی را بچینم مبادا ستاره ای لطمه ببیند . اگر زندگی ام انطور است که می خواهی ، بی قراری ام را کنار می گذارم و آرام می گیرم.
سکوت شبهای بی ستاره من ترانه میخواند
تو میروی و دلم را غروب میگیرد
تمام اشکهایم تو را بهانه میگیرد
به پای گریه های یک نگاه می نالد
پرنده ای برای چشم های تو میخواند
تو میروی و دلم را سکوت میگیرد
دلم برای نگاه تو هنوز هم میمیرد
دلم به پای خیال تو هنوز هم میسوزد
برای غنچه های غم شکوفه می چیند
تو میروی بدست یاد و زمانه می ماند
زمانه هم چه خوب غم به غم می بافد
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |




